سایت خبری تحلیلی

آرشیو اخبار / بایگانی پیوند سایتی RSS
دوشنبه 30 دی 1398 / 07:02|کد خبر : 6799|گروه : فرهنگی

کولبری آینده ای مکدر است؛ نه آینده ای مقدّر

تامین معیشت از راه کولبری، با توجه به دو مفهوم «آزادیهای منفی و اضطرار مضاغف» دقیقا تداعی کننده مفهوم «قربانی» است. امید و دلخوشی که به تامین معیشت از این راه حاصل می آید مانند این است در یک تونل عظیم مانده‌‌ باشیم و کورسوی نوری از دور دیده شود، ما فکر کنیم قطاری است که می آید ما را سوار می کند و به مقصد می برد؛ اما غافل از این که این قطار ممکن است ما را له کند.

تامین معیشت از راه کولبری، با توجه به دو مفهوم «آزادیهای منفی و اضطرار مضاغف» دقیقا تداعی کننده مفهوم «قربانی» است. امید و دلخوشی که به تامین معیشت از این راه حاصل می آید مانند این است در یک تونل عظیم مانده‌‌ باشیم و کورسوی نوری از دور دیده شود، ما فکر کنیم قطاری است که می آید ما را سوار می کند و به مقصد می برد؛ اما غافل از این که این قطار ممکن است ما را له کند.

به گزارش زریوارخبر، قبل از هر چیزی لازم است بیان کنم اینجانب همانند سایر هم‌وطنان و همشهری‌‌ها از طریق دیدن کلیپ‌هایی که از وضعیت کولبران در فضای مجازی پخش می‌‌شد اطلاع پیدا کرده بودم، تا این‌‌که در تعطیلات عید امسال از نزدیک با چند نفر از دوستان و خویشاوندان که کولبری را تجربه کرده بودند پای صحبت نشستم و عمق فاجعه را در سطحی عمیق‌‌تر لمس کردم.


برای من عمق فاجعه در آن‌‌جا بود که وقتی به گفته‌‌های اکثر کسانی که تجربه کار کولبری را داشتند گوش می سپردم عقیده محکمی داشتند که می‌‌توان در خوش‌‌بینانه‌‌ترین حالت کمتر از دو سال به این کار مشغول بود و سپس بر اثر فشار کاریِ بالا باید تا آخر عمر با درد ساییده شدن زانو و یا دیسک کمر شدید مواجه شد و سپس با جسمی ناتوان دست و پنجه نرم کرد. سطح دیگر که نشانگر از عمق فاجعه است این بود که من می‌‌دیدم جمعی از خود کولبران و نزدیکان ایشان از این‌‌که چنین فرصت و مجالی هست تا کسب درآمدی داشته باشند، و یا اینکه به سمت آنان تیراندازی نمی‌‌شود خوشحال بودند و در این میان عواقب وخیمی مانند از دست دادن سلامت زانو، دچار شدن به دیسک کمر و دچار شدن به سایر امراض از دیده غافل شده بود.

 

در این نوشتار بر آنم قدری به پدیده‌‌ی کولبری و کولبر بپردازم تا بلکه زوایایی اگر پنهان مانده دوباره در نظر آید. برای نیل به چنین هدفی لازم است که سوالاتی بنیادین مطرح بکنیم که "کولبری چیست" و "کولبر" کیست؟ مسلماً پاسخ به این سوال را نمی‌‌توان ساده پنداشت و بگوییم کولبر کسی است که با بر به دوش کشیدن کالاها از مرزهای کشور مشغول است و یا سایر تعاریفی که در سطح تعریف لغوی به کولبر و کولبری می‌پردازند. برای رهایی از چنین نگاهی ما باید بپرسیم که پدیده «کولبر و کولبری» در چه شرایطی پدید  می‌‌آید؟ یا باید پرسید این پدیده محصول و مصنوع کدام شرایط فکری- فرهنگی می‌‌تواند باشد؟ سپس به سوال بنیادی‌‌تری برگردیم که در آن فرهنگ چه تصوری از انسان مقبول و چه شرایطی برای وی پیش آمده باشدکه پدیده‌‌ی کولبری به ظهور رسیده باشد؟


من در این‌‌جا فقط به این سوال آخر می‌‌پردازم و اینکه چه تصوری از انسان باید وجود داشته باشد که پدیده‌‌ای مانند کولبری و آزادی به کولبران برای کولبری بعنوان یک غنیمت و فرصت از آن یاد شود؟ برای پاسخ به سوال فوق سعی خواهم کرد با کاویدن برخی مفروضات انسان‌‌شناختیِ این امر، نشان دهم که چگونه ظلمی که در حق کولبران روا داشته می‌‌شود در مفروضاتی اعوجاجی ومعیوب از انسان و آزادی، لانه کرده است.


در طول تاریخ بشر همواره راجع به این‌‌که جوهر و ماهیت اصلی انسان چیست بحث و نزاع‌‌های فکری – فلسفی برپا بوده است و کماکان نیز ادامه دار است. عده‌‌ای ماهیت اصلی انسان را قوه عقل نامیده‌‌اند، عده‌‌ای آن را قدرت انتخاب و اراده، دسته‌‌ای از متفکرین فطرت، و غیره. در این میان یک اتفاق‌‌نظر درباره جوهر اصلی انسان در میان متفکرین (چه خداباوران و چه خداناباوران) وجود دارد که باید برای انسان آزادی این امر وجود داشته باشد تا بتواند آزادانه انتخاب کند که چه کسی باشد و چه راهی را برای زندگی انتخاب کند. یعنی آزادی افراد چیزی خواهد شد که حد مشترک همه این اندیشه هاست. بنابراین معتقدند که حق اولیه این است که همه از نظام سیاسی و اجتماعی خود چنین چیزی را مطالبه کنند. اما اینکه چه نوعی از آزادی را مطالبه کنیم، خود نیز جای بحث دارد. من در اینجا به دو نوع از آزادی؛ الف) آزادی های مثبت، ب) آزادی های منفی اشاره خواهم کرد تا وضعیت کولبران برای ما ایضاح بهتر و بیشتری پیدا کند.


به‌‌طور خلاصه منظور از آزادی های مثبت آن دسته از آزادی هایی است که به افراد داده می‌‌شود تا در جهت مطلوب و به دور از اضطرار و جبر اجتماعی به رشد نظام شخصیتی، تعیین هویت شخصی، پرورش استعداد و توانایی های خود بپردازند، مثلا این امکان فراهم باشد تا اگر  فرد خواست نویسنده ای ماهر، هنرمندی والا، ورزشکار یا در سایر مشاغل، حرفه‌‌ها یا هر هویتی که بتواند با آن زیستِ راحت و مطلوبی داشته باشد، حتی الامکان مانعی قانونی یا ساختاری وجود نداشته باشد. اما مقصود از آزادی های منفی، آن دسته از آزادی هایی است که به افراد داده می‌‌شود اما جهتِ منفی و مضر آن، چیزی  
عیان است و یا اگر تحلیل دقیقی داشته باشیم می‌‌توانیم تشخیص دهیم یک انسان آزاد و مختار تن به چنین کاری نمی دهد. مثلا کولبری از این دسته از آزادی های منفی است. این که ما بگوییم اجازه می دهیم افراد به کارهایی روی بیاورند که عملا هیچ نوع پیشرفت و رشد مطلوبی در آن یافت نمی شود، این دسته از آزادی، اعطای آزادی منفی است. اگر کولبری یک آزادی مثبت می بود باید در میان شغل های فراوان بعنوان یک شغل برگزیده می‌‌شد نه اینکه تنها راه ممکن و تنها مفر باقی مانده برای گذراندن زندگی باشد. بنابراین نباید گفتن این که کولبر قاچاقچی نیست، و یا به کولبر آزادی داده شده کولبری کند ما را گمراه سازد و فکر کنیم اعطای آزادی صورت گرفته است. ما باید بدانیم و مطالبه داشته باشیم که زمینه آزادی های مثبت برای قشری وسیع از جوانان باز شود نه اینکه مسیری باز شود که آشکارا به محاق بردن نیرو، استعداد و خلاقیت جوانان و سرمایه های انسانی و اجتماعی شان باشد. اینجا دولت موظف است به وظیفه خود عمل کند و به شهری مانند مریوان و سروآباد که مشحون از پتانسیلهای متنوع برای شکوفایی اقتصادی و گردشگری است، توجه ویژه‌‌ای داشته باشد.


مفهومی دیگر که علاوه بر «آزادی های منفی» سراسر زندگی کولبر بعنوان یک انسان را فراگرفته است «اضطرار مضاعف» است. البته در برخی مکاتب و نزد برخی اندیشه‌‌ورزان (بویژه اگزیستانسیالست ها) زندگی انسان به نحوی آمیخته با اضطرار و ناگزیری در انتخاب های دلهره آور در نظر گرفته شده است. اما مقصود ما این نوع از اضطرار نیست؛ و چیزی که زندگی کولبران را احاطه کرده، بسیار پیچیده تر از حد معمول است؛ زیرا یک  کولبر می‌‌داند که بعد از دو سال عملاً جسم و بدنی را در اختیار نخواهد داشت که با آن بتواند کسب روزی کند- اگر صرفنظر کنیم از این که در کنار این ضعف جسمی به ضعف‌‌های جنسی و غیره نیز مبتلا شوند (این را در صحبت با چند کولبر در یافتم که این حجم از فشار بر سلامت جنسی هم تاثیر مخرب دارد)- علاوه‌ ‌بر این تقریبا اکثر کولبران این احتمال را می‌‌دهند که شاید احتمال برگشت به خانه را نداشته باشند زیرا ممکن است از آن ارتفاعات سقوط کنند، یا در اثر فشار سنگین جان دهند، و یا گرفتار بهمن شوند. اما علیرغم این همه سختی و مصائب حاضرند این راه پرخطر را برای تامین معیشت خود انتخاب کنند و این همان معنایی است که از آن بعنوان «اضطرار مضاعف» یاد کردم، یعنی حدی از جبر و تعیّن یافتگی که در آن یارای انتخاب و قدرت فکر به جنبه‌‌های مضر و خطرناک این کار برای فرد باقی نمی ماند.

 

بنابراین تامین معیشت از راه کولبری، همراه با مصائب و سختی هایی که در کلیپ ها دیده شده و خود کولبران توصیف‌‌گر آن هستند، و با توجه به دو مفهوم «آزادیهای منفی و اضطرار مضاغف» دقیقا برای من تداعی کننده مفهوم «قربانی» است. شکلی از زندگی برای این قربانیان رقم خورده است که عینِ ظلمت است و یک تاریکی بی پایان. امید و دلخوشی که به تامین معیشت از این راه حاصل می آید مانند این است در یک تونل عظیم مانده‌‌ باشیم و کورسوی نوری از دور دیده شود، ما فکر کنیم قطاری است که می آید ما را سوار می کند و به مقصد می برد؛ اما غافل از این که این قطار ممکن است ما را له کند چون ایستگاهی تعبیه نشده تا در آن مستقر و سوار شویم، بلکه چون در تاریکی هستیم نمی دانیم ما دقیقا در مسیر قطار قرار داریم بدون اینکه مفری برای فرار باشد و به همین دلیل در زیر قطار له خواهیم شد.


حدس من این است که امید بستن به شغل تن فرسای کنونیِ کولبری مانند همین داستان قطار است، مگر این‌‌که به گونه های دیگری از این کار بیندیشیم که تا حل و رفع شدن مساله کولبری، بتواند شرایط را برای کولبران مساعدتر کند؛ مثلا انتخاب مسیری راحت تر و بهتر، افزایش کرایه بار برای کولبران (تا مجبور نشوند در ماه 20 روز و گاهی کل روزهای ماه کولبری کنند)، و سایر راه های موقتی که متخصصین می توانند به آن بیندیشند.


من در اینجا از  افراد متخصص، صاحب فکر، مسئولان دولتی و هر کسی که توانایی یاری  و کمک در رفع شرایط موجود کولبران را دارد انتظار دارم عمیقا به آن بیندیشند و به همین دلیل می خواهم همه یکبار دیگر از خود بپرسیم، برای کسانی که ما آنان را کولبر می‌‌نامیم و با چیده شدن ساختاری که فقط به آنان در راستای «آزادی‌‌های منفی» قدرت انتخاب داده می‌‌شود و اضطرارِ زندگی آنان را وادار به افتادن در یک میدان پر از اضطرار و اضطراب دیگری می کند، وظیفه ما چیست؟ تکلیف اخلاقی و انسانی ما چیست؟ تکلیف و وظیفه دولت و مسولین چیست؟ چرا چنین وضعیت اسفناکی برای این افراد قربانی ایجاد شده است و ما خود را مسئول نمی دانیم؟ از خود بپرسیم یعنی نمی‌‌شود به بدیل‌‌های دیگری برای ایجاد اشتغال اندیشید؟ امکان‌‌های دیگری برای اشتغالِ این نسل جوان و پرانرژی که می‌‌توانند زیرچنان فشارهایی تاب بیاورند در شهری مثل مریوان نیست؟ در مرزی که سالانه 6 میلیارد دلار تبادل اقتصادی می‌‌شود، امکان آن وجود ندارد که درصدی مشخص را به این شهر و سرمایه گذاری برای ایجاد اشتغال تخصیص دهند؟ مگر چیزی بدیهی نیست که عمر مفید فرصتِ کار (برای کولبری که هر بار 11 ساعت در سخت ترین مسیر ممکن تردد می‌‌کنند) کمتر از 2 سال است؟ تا حالا فکر شده است که این جمعیت حدود 10 هزار نفر کولبر از کار افتاده بشوند چه نیروی کار عظیمی از کارافتاده خواهند شد و خانواده های این افراد برای تامین معیشت محتاج خواهند ماند؟ این سونامی خطرناک از کارافتادگی و ضایعه زانو و دیسک کمر، بدون یک بیمه کارآمد، بدون هیچ پشتوانه قانونی، چگونه در آینده قابل مهار خواهد بود؟ و سوالات فراوان دیگر.


امید است با تکرار و پرسش این سوالات از خود و مسولین و نمایندگان مجلس، بتوانیم زمینه ای فراهم آوریم کولبری و «حقوق» کولبر را سوژه کرده و به آن قدرت بخشیم که در نتیجه آن، شرایط و ضوابط بهتری برای شغل و معیشت نیروهای جوان و بیکار فراهم آید.

 

نویسنده: آزاد محمدی دانشجوی دکتری فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه تهران

مطلب ارسال شده به سایت خبری تحلیلی زریوار خبر، بیانگر دیدگاه و نظر نویسندگان آن است. این سایت در نظر دارد با انتشار نظرات صاحب نظرانی از طیف های گوناگون، چشم انداز متنوع و متوازنی از دیدگاه ها رابه کاربران خود در شهرستان مریوان و استان کردستان ارائه دهد.(زریوار خبر منتظر مقالات شما می باشد. برای ارسال نوشته های خود به قسمت ارتباط با ما در صفحه نخست سایت مراجعه فرمایید). 

ZariwarKhabar Telegram Channel

نظرات بینندگان :

ورياشنبه 7 اردیبهشت 1398 | 22:32

6
0

كولبري مساوي با فقر بدبختي الان بازارچه هاي كولبري رو بستن لنج هاي بندر گناوه بازه اينم دولت تدبير واميد

پاسـخ

Shahoیکشنبه 8 اردیبهشت 1398 | 01:05

2
0

باسلام
به نظر بنده این مقاله هر خواننده ای را به فکر فرو میبرد و به طور راسخ از موضوع کولبر آگاه میکند.سپاس بی پایان برای دکتر محمدی جهت تحریر چنین یادداشتی.
به امید اینکه مورد توجه مسئولین مربوطه قرار گیرد و قدمی در راه بهبود وضعیت اسفناک کولبران زحمت کش بردارند.
تشکری دوباره از جناب دکتر محمدی و همچنین رسانه ی پرتلاش زریوار خبر

پاسـخ

شهروندیکشنبه 8 اردیبهشت 1398 | 20:44

7
0

اين چه نوع عدالتيه تو بنادر جنوب روزانه صدها لنج بار خالي ميشه اونوقت بايد مرزهاي ما تحت عنوان حمايت از كالاي ايراني بسته باشه و كولبران ما از همچين جاهاي صعب العبور و پر خطري تردد نمايند

پاسـخ

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیریت زریوارخبر در وب سایت منتشر خواهد شد.
پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
* به دلیل تراکم نظرات ممکن است نظر شما با تاخیر تایید شود.

نام *
 

کد امنیتی