سایت خبری تحلیلی

آرشیو اخبار / بایگانی پیوند سایتی RSS
جمعه 8 تیر 1397 / 22:11|کد خبر : 5986|گروه : اجتماعی

سردشت؛ وقتی هوای صلح بوی خردل می دهد

هشت تیر ماه، سالروز بمباران شیمیایی سردشت، روز مبارزه با سلاح های شیمیایی و میکروبی نام دارد؛ سلاح هایی که روی صلح را شرمگین ساختند و عرق شرم را بر پیشانی زمین نشاندند.

هشت تیر ماه، سالروز بمباران شیمیایی سردشت، روز مبارزه با سلاح های شیمیایی و میکروبی نام دارد؛ سلاح هایی که روی صلح را شرمگین ساختند و عرق شرم را بر پیشانی زمین نشاندند.

در هوای صلح، نفس کشیدن ممنوع!

صلح آرام بخواب! بچه ها خوابند

که معصومانه چشم های خود را بسته اند تا صلح را بیش از پیش شرمنده نسازند.

سلاخی انسانیت در هوای صلح

 

به گزارش زریوارخبر، هشت تیر ماه، سالروز بمباران شیمیایی سردشت، روز مبارزه با سلاح های شیمیایی و میکروبی نام دارد؛ سلاح هایی که روی صلح را شرمگین ساختند و عرق شرم را بر پیشانی زمین نشاندند. روزی که ایران، سرزمین آریایی، داغدار و سیاه پوش شد تا در جهانی که صلح و دوستی برای برخی کشورها حکم شعار هم ندارد، مام وطن، عزادارِ مرگ فرزندانش باشد که بی صدا و بی خبر بر زمین افتاده اند و جنازه های باد کرده شان از زخم را هم کسی نمانده است تا بر دوش کشد و به خاک سپارد که تن شیمیایی آن ها شاید نباید در آغوش خاک بیارامد.

 

روزی که ایران، بزرگترین قربانی سلاح های شیمیایی و میکروبی جهان نام گرفت تا مام وطن با گیسویی پریشان، چهره ای ناخن کشیده از مرگ فرزندان و جامه ای دریده از اثرات گازهای بوتولینوم توكسین، خردل، وی ایکس و سارین بر فرزندانش آنچنان فریاد برآورد که سازمان ملل و دیگر کشورها به خود آیند.

 

هرچند کشور عراق نه تنها در جنگ هشت ساله به ایران رحم نکرد بلکه نسل کشی کُردهای کشور خود را هم در دستور کار قرار داد. این گونه است که می گویند برادر به برادر رحم نمی کند و چشم در برابر چشم اما دریغ از چشم هایی که رنگی از صلح و دوستی داشته باشد که آن روز، چشم ها را خون گرفته بود و قدرت و حکومت نسل اندر نسل مردم چند سرزمین را داغدار و دردهایی موروثی بر جای گذاشت تا کودکانی ناقص به دنیا بیایند؛ تا هنوز هم باشند سرزمین هایی که مردم از خانه سازی و تکان دادن خاک می ترسند، چون گازهای شیمیایی و میکروبی همه جا کمین کرده است.

 


قربانیان جنگ برای صلح هرگز نمی دانستند نفس کشیدن ممنوع است و خبر نداشتند بدون قطره ای خون، نبود خمپاره، بدون آژیر خطر و حمله نظامیان بیگانه خواهند مرد... شاید این ارزانترین جنگ باشد که تاوان آن به قیمتی ترین ارزش ها تجاوز کرده است.


سرزمین من، تو بزرگترین قربانی سلاح شیمیایی و میکروبی هستی. کودکانت کنار کوچه کنار و اسباب بازی هایشان به خواب ابدی رفته و نوای نیمه تمام نوزادان در آغوش مهربان مادری که قربانی مرگی خاموش است، بدون خداحافظی آخرین قطره های حیات را از شیره جان مادر می مکند.

 

انسان در برابر انسان، چشم در مقابل چشم و دشمن چشم هایش را به چشم های تو بست و رمز بقای خود را در نابودی انسان ها دانست. مردی که قربانی سلاح هسته ای بود به سختی نفس می کشید، دستان ناتوانش را کنار بدن سنگینش قرار داده بود و چشمان بی نور خود را به سمت دوربین گرفت و گفت: انتقام ما را از آن ها بگیرید.

 

پرستاری تعریف می کرد: پسربچه ای شانزده ساله که قربانی سلاح های شیمیایی جنگ بود با حسرت به بازی همسالان خود نگاه می کرد و با نگاه خود پاهای آن ها را در پی توپ دنبال می کرد؛ با چشمانی اشکبار به من نگاه کرد و گفت: چقدر دلم می خواست مثل آن ها فوتبال می کردم. حسرت این پسربچه شیمیایی در هفده سالگی با مرگ به پایان رسید.

 

راستی چه کسی، کدام قانون نانوشته انسان های غیر مسلح و کودکان را قربانی جنگ ها کرده است؟ کدام قدرت نظامی می تواند حق نفس کشیدن در هوای ناب انسانیت را آلوده گازهای شیمیایی و میکروبی مرگ بر انسانیت و درود بر قدرت کند و کدام قدرت پاسخگو جنازه های کودکانی است که معصومانه چشم های خود را بسته اند تا صلح را بیش از پیش شرمنده نسازند.

 


پرستاری که در خارج از کشور مسئول مراقبت از برخی قربانیان حمله شیمیایی عراق به ایران بود، از یادگرفتن زبان فارسی سخن می گفت و اینکه درد اولین واژه ای بوده که معنایش را با گوشت و خون حس کرده است.


پیرمردی که هوای شیمیایی تمام ریه هایش را به آخر خط رسانده بود، زبان خشکش را بر دور لب کشید و با چشمانی بسته گفت؛ شیمیایی شده ایم و هیچ دوایی برایش نیست، فقط درد می کشیم و درد.

 

کف هایی که از گوشه دهان برای تنفس خارج می شوند. تنهای دردمندی که در خود مچاله شده است. پوست هایی که سیاه و کبود شده است. موهایی که می ریزد و لکه های سفیدی که در گوشه به گوشه تن از تکه پاره شدن صلح سخن می گوید.


سرزمین من، تو بزرگترین قربانی سلطه جویی حکومتی بود که انسان های بی دفاع را مورد حمله قرار داده بود؛ دخترکان و پسرکان سرزمین من هنوز هم تنهای آرام و بی صدای شما در عکس ها و فیلم ها نشان از خوابی عمیق و بی بازگشت دارد و شما قربانی جنگی شده اید که حتی معنایش را نمی دانستید، چون از کودکی از خدای مهربان گفته بودند و قصه هایش از شیطان چه می دانستید! نام عراق و صدام حسین را شک ندارم یک بار هم نشنیده بودید!

 

چه بسیار پدرانی که جنازه های کودکان خود را آنچنان در آغوش کشیده بودند که انگار قرار است با تپش قلب خود کودک را زنده کنند! اما آنها قربانی گازهایی شده اند که رنگ و انصاف ندارند.


هنوز هم هستند مردانی که شیمیایی جنگ هستند؛ مردانی که برای دفاع از ذره ذره خاک سرزمین اکسیژنشان طعم خردل گرفت و نزدیک به چهار دهه است، گوشه آسایشگاه ها تنهایی هایشان از ترکیبی فیزیکی به فرآیندی شیمیایی تبدیل شده است.

 

 

برای اولین بار در سال 1359 در جنگ ناجونمردانه عراق، تن سرزمین چون طلای ناب جنوب چهار بار از گاز خردل تاول تاول شد که شهدایش با تنهایی هُرمان گرفته به ملکوت پَر کشیدند.


خاک جبهه های جنوب در سال 1360 با گازهای تاول زا شیمیایی شد و 101 تن به شهادت رسیدند. در سال بعد مناطق غرب و جنوب، دوازده بار مورد اصابت بمب های شیمیایی قرار گرفت.

 

داغ تاول و سوزش و خارش دردآور تاول ها بر تن مردم هنوز تسکین نیافته بود که در سال 1362 جبهه میانی، غرب، شمال غرب و بخشی از استان های ایلام، آذربایجان غربی، اردبیل، باختران، كردستان و سلیمانیه در عملیات های والفجر دو و چهار ناجوانمردانه 64 بار مورد اصابت بمب های شیمیایی از نوع تاول زا (خردل) و اعصاب (تابون) قرار گرفت و صدها نفر شهید و هزاران تن مجروح شیمیایی تحفه این حمله شیمیایی بود.

 

مام وطن تو دیگر صدایی برایت نمانده است تا ضجه بزنی، گلوی تو هم از گاز خردل شیمیایی شده است و سرفه هایت گواه شیمیایی شدنت است.
دو هزار و 225 مصدوم و 40 شهید حاصل 58 بار بمباران شیمیایی با بمب های تاول زا، اعصاب، خفه كننده و آلوده كننده خون در عملیات های خیبر و بدر سال 1363بود.


در عملیات والفجر 8 و ابتدای والفجر 9 در مناطق جنوب76 بار بمباران با سلاح شیمیایی انجام شد كه حاصل آن 77 شهید و 11 هزار و 644 نفر مصدوم بود.
عراق در پاسخ به حملات رزمندگان اسلام و به خاطر شكست سنگین در عملیات كربلای دو، چهار، پنج و شش102 بار از سلاح های شیمیایی استفاده كرد كه چهار هزار و 720 تن مصدوم و 107 تن به شهادت رسیدند.


43 بار بمباران شیمیایی عراق در مناطق شلمچه، سردشت، خوزستان، بصره، كردستان، دیاله و ایلام، 9 هزار و 440 مصدوم و 442 کشته در سال 1365 بر جای گذاشت.

 


هفتم تیر سال 1366 نیروی هوایی عراق در بمباران سردشت با استفاده از بمب های شیمیایی چهار نقطه پر ازدحام شهر سردشت را هدف قرار داد؛ در این حمله ۱۱۰ تن از ساکنان غیرنظامی شهر کشته و هشت هزار تن دیگر نیز در معرض گازهای سمی قرار گرفتند و مسموم شدند.

 

معاهدات بین‌المللی در زمینه سلاح های شیمیایی انجام و کنفراس های فراملی با حضور کشورهای عضو انجام شده است؛ اما هنوز هم گاز خردل و سایر سلاح های شیمیایی و میکروبی در برخی نقاط جهان بر تن مردم بیگناه زخم تاول، مرگ بی صدا و زندگی درد آور به ارمغان می آورد.

 

نویسنده: نازیلا انصاری‌پور

 

منبع: تابناک


انتهای پیام/

ZariwarKhabar Telegram Channel

برچسب ها

سردشتبمباران شیمیاییهشتم تیر

بازدید ها : 135

نظرات بینندگان :

حامدشنبه 9 تیر 1397 | 07:43

1
0

باتشکر از نویسنده

پاسـخ

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیریت زریوارخبر در وب سایت منتشر خواهد شد.
پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
* به دلیل تراکم نظرات ممکن است نظر شما با تاخیر تایید شود.

نام *
 

کد امنیتی