ماجرا واقعی این حادثه،
چهارشنبه 1 دی 1395 / 13:46|کد خبر : 4291|گروه : اجتماعی

تراژدی در پادگان عجب شیر برای نجات یک سگ/اتفاق خیلی بد برای سرباز فداکار مریوانی

تا قبل از عمل فکر می کرد فقط مچ پایش قطع شده و ما هم به او دلداری می دادیم که می تواند با همین وضعیت کنار بیاید. پس از عمل که دید یک پایش را از زانو به پایین از دست داده گریه و فریادش امانش را برید . طوری فریاد می زد که همه بیمارستان جلوی اتاق او جمع شده بودند. آنقدر بی تابی می کرد که مجبور شدند به او دوباره آمپول بی هوشی بزنند.

تا قبل از عمل فکر می کرد فقط مچ پایش قطع شده و ما هم به او دلداری می دادیم که می تواند با همین وضعیت کنار بیاید. پس از عمل که دید یک پایش را از زانو به پایین از دست داده گریه و فریادش امانش را برید . طوری فریاد می زد که همه بیمارستان جلوی اتاق او جمع شده بودند. آنقدر بی تابی می کرد که مجبور شدند به او دوباره آمپول بی هوشی بزنند.

به گزارش خبرنگار زریوار خبر، دو روز پیش خبر تاسف بار و دلهره آوری منتشر شد: سربازی در عجب شیر که برای نجات یک سگ در پادگان به کمک او رفته بود ناگهان پایش روی مین می رود و از مچ پا قطع می شود. خبر منتشر شده در خبر گزاری های رسمی به شکلی بود که به نظر می رسید حال او مساعد شده و از بیمارستان مرخص شده است. پیگیری های و گفت و گو با خانواده این سرباز اما نشان داد حال این سرباز چندان مناسب نیست و ابعاد این حادثه وخیم تر است. در خبرهای رسمی به نقل از مسئول روابط عمومی مرکز مدیریت حوادث و فوریت های پزشکی آذربایجان شرقی آمده بود:" این سرباز روز گذشته از بیمارستان امام رضا تبریز ترخیص شده است. سید محمد باختر سرباز 19 ساله مریوانی اهل روستای هانه شیخان ظهر روز شنبه 27 آذر در پادگان عجب شیر به هنگام بیرون آوردن سگی که در سیم های خاردار گرفتار شده بود به دنبال انفجار یکی از مین ها دچار جراحت شده بود. این سرباز از ناحیه مچ پای راست دچار جراحات شده بود که منجربه قطع پا از ناحیه مچ پا شده است. هم اکنون وضع عمومی این سرباز رضایت بخش است و بعد از چند روز بستری در بخش جراحی مردان بیمارستان امام رضا تبریز روز گذشته از بیمارستان ترخیص شده است." پدر این سرباز در گفت و گو با ما اما روایت دیگری دارد که در ادامه آن را می خوانید.
 

این ساعت 14 لعنتی

سید لطیف باختر پدر این سرباز به هفت صبح می گوید: این اتفاق در روز شنبه 27 آذر رخ داد. پسرم در پادگان  عجب شیر خدمت می کند و در حدود 11 ماه از خدمت اش می گذرد. این حادثه در ساعت 14 روز شنبه رخ داد. زمان نگهبانی او به پایان می رسد و پست خود را با سرباز بعدی تعویض می کند. قبل از آن که به آسایشگاه خود برود می بیند که سگ کم جانی در سیم خاردار گیر کرده و زوزه می کشد . هوا در آن جا به شدت سرد است و او دلش برای این سگ می سوزد. بنابراین تصمیم می گیرد که او را از بین سیم خاردار نجات دهد ابتدا دست هایش را میان سیم خاردار می آورد اما پس از چند بار تلاش نمی تواند این سگ را نجات دهد. سرمای هوا و حال بد سگ باعث می شود تا او بیشتر تلاش کند آن را نجات دهد . بنابراین پای دیگرش را آن طرف سیم خاردار می گذارد و بالاخره می تواند سگ را از بین آن نجات دهد...» از اینجا به بعد پدر بغض می کند و نمی تواند حرف بزند... چند بار صدایش قطع می شود و گریه هایش تمام نمی شود... از این جا به بعد شوک است وخون است وبغض... سربازان دیگر به دنبال صدای انفجار می روند و مشاهده می کنند سید محمد روی زمین افتاده و مچ پایش قطع شده و خونریزی فراوانی دارد... همه در شوک فرو می روند و نمی دانند چه کار کنند... چند سرباز جمع می شوند و او را به بهداری پادگان می برند. شدت خون ریزی به حدی بوده که در آن جا هم کاری از دستشان بر نمی آید و تصمیم  می گیرند سید محمد را به بیمارستان خارج از شهر منتقل کنند. وسیله نقلیه مناسب بیمار هم موجود نبوده و بنابراین چند ساعت منتظر می شوند تا آمبولانس از داخل شهر به پادگان بیاید. آمبولانس بالاخره می رسد و این سرباز را به بیمارستان «امام رضا» تبریز می رساند. این جا دیگر ساعت 16 شده و کار از کار گذشته است.

 

 

انتقال به بیمارستان دیگر

سید محمد تا ساعت 9 شب در بیمارستان امام رضا بستری می شود و پزشکان جز تزریق خون کار دیگری انجام نمی دهند. پدر این سرباز می گوید: پزشکان می گفتند تا زمانی که خون ریزی بند نیاید نمی توانند کار دیگری انجام دهند سید محمد دچار کم خونی مادر زادی هم هست و همین عامل باعث شده بود تا اوضاع او وخیم تر شود... فشار خون او به کمتر از 6 می رسد و اوضاع بسیار نگران کننده تزریق خون تا دو روز ادامه پیدا می کند. در این مدت هیچ کار دیگری انجام نمی شود... در روز دوشنبه خونریزی بند می آید و پای او را شست و شو می دهند. پس از شست و شو پزشک معالج می گوید اگر لحظه ای درنگ شود و پای او عمل نشود ممکن است عواقب بدی داشته باشد بنابراین روز گذشته یعنی سه شنبه به اتاق عمل می رود. نکته جالب آن جاست که در همین روز گذشته مرکز مدیریت حوادث و فوریت های پزشکی آذربایجان شرقی اعلام کرده بود که این سرباز از بیمارستان مرخص شده و حالش مساعد است و به بیمارستان بوعلی مریوان منتقل شده است که خبرنگار زریوار خبر با پیگیری این موضوع از سوی رئیس بیمارستان این خبر تکذیب شد و این موضوع به خبرنگار هفت صبح اطلاع داده شد تا گزارش این حادثه از زبان پدر محمد پیگیری شود.
 

سید لطیف باختر در پاسخ به سوال هفت صبح می گوید: نمی دانم چرا این خبر را منتشر کردند در حالی که من همین حالا در بیمارستان شهدای تبریز هستم عمل او تازه تمام شده و هنوز هیچ چیز مشخص نیست...


قطع تا زانو

ظهر روز گذشته سید محمد به اتاق عمل می رود و یک عمل چند ساعته سخت را پشت سر می گذارد  بعد از عمل اما همه شوکه می شوند... پایش تا زانو قطع شده بود... پدر این سرباز می گوید پزشک به ما گفت اگر تا زانو پایش را قطع نکنیم ممکن است عفونت به تمام بدنش سرایت کند تازه باید دعا کنیم در روزهای آینده حالش رضایت بخش باشد و نیاز به عمل بیشتر و قطع عضوهای دیگری نداشته باشد. واکنش سید محمد پس از مشاهده قطع پایش چه بود؟ پدرش با بغض می گوید: نمی دانید پس از عمل چه وضعیت دردناکی در بیمارستان حاکم بود... او تا قبل از عمل فکر می کرد فقط مچ پایش قطع شده و ما هم به او دلداری می دادیم که می تواند با همین وضعیت کنار بیاید. پس از عمل که دید یک پایش را از زانو به پایین از دست داده گریه و فریادش امانش را برید . طوری فریاد می زد که همه بیمارستان جلوی اتاق او جمع شده بودند. آنقدر بی تابی می کرد که مجبور شدند به او دوباره آمپول بی هوشی بزنند و الان نیز خواب است...

 
معمای مین

چرا در این پادگان مین قرار داشته؟ سید لطیف باختر می گوید: ما از سربازان شنیده ایم که آنجا انبار مهمات بوده و به همین دلیل مین قرار داشته است. آیا علامت های هشدار دهنده وجودداشته؟ او در پاسخ می گوید من خودم هنوز آن جا نرفتم اما مسئولان پادگان  می گویند که علائم بوده و سید محمد به آن ها توجهی نداشته است. از برخورد و پیگیری مسئولان می پرسیم که می گوید: از حق نگذریم واقعا پیگیری هایشان خوب بود. مسئولان متعدد به او سر می زدند وپزشکان مختلفی بر حال او نظارت می کردند. پدر این سرباز در مورد وضعیت خانوادگی شان می گوید: پسر من فقط 19 سال داشت... من خودم یک کارگر ساده هستم و همسرم نیز خانه دار است. 3 فرزند پسر دیگر نیز داریم و وضعیت زندگی ما چندان مناسب نیست . پسر من نه دزد بوده و نه قاچاقچی. او برای مملکت خودش به سربازی رفته و حالا دچار این مشکل شده است. از همه مسئولان درخواست می کنم فکری به حال ما و پسرم کنند....
 

منبع: هفت صبح

انتهای پیام/

ZariwarKhabar Telegram Channel

نظرات بینندگان :

کارمند از تهرانچهارشنبه 1 دی 1395 | 14:15

13
0

متاسفم برا همین اتفاق و خدا شفا عنایت فرماید و متاسفم برا خبرگزاری های رسمی کشور که گفتهاند حالش مساعده و ترخیص شده.

پاسـخ

از سنندجچهارشنبه 1 دی 1395 | 14:51

11
0

واقعا متاسفم. او پایش را در راه فداکاری و ایثار از دست داد و انسانیت خود را به همه ثابت کرد امیدوارم دیگر شاهد همچین حوادثی نباشیم.
و از خداوند برایش طلب شفای عاجل می نمایم.

پاسـخ

زنده باد انسانیتچهارشنبه 1 دی 1395 | 15:44

17
0

درود برشرفت مرد ، در حالی که چند روزه ماجرای ناانسانی گوش و دم بریدن روباه زبون بسته بین زبونا میچرخید با این حرکت نشون دادی هنوز جوانمردی و انسانیت و مردانگی هست.

پاسـخ

مسعودایزدیچهارشنبه 1 دی 1395 | 16:22

8
1

بغض گلویم راگرفته.احسل می کنم پسر خودمه رفته رومین.محمد سال86 در روستای هانه شیخان محصل کلاس پنجم خودم بود .از همان دوران کودکی سر نترسی داشت.شجاع بود وفداکار. آخرین فرزند خانواده وعزیز پدرومادرش بود الان حال شیخ لطیف پدرش و مادر مهربان ومهمان نوازش را می فهمم.نمیدانم به خاطر حس دلسوزیش تحسینش کنم یا اورا بخاطر استقبالش از خطر سرزنش نمایم ؟.دراین لحظه دست به دعابرداشته وبا چشمانی خیس ازته دل براش دعا می کنم.از شماهم میخام برای ای رسرباز شجاع دعا کنید.خدایا به حق آه وناله غریبانت به سلامت دارش.آمین یارب العالمین.

پاسـخ

کریمی مریوانچهارشنبه 1 دی 1395 | 17:06

8
1

دعا برای سلامتیت و درود بر شرفت

پاسـخ

حمیدچهارشنبه 1 دی 1395 | 20:06

6
1

خوای گه وره شیفای بات و صبر و تحملی ئه م مصیبه ته به خوی و بنه ماله ی عطا بکا.سلاو له شه ره فت ئه ی کوره کوردی به غیره ت، که له م زه مانه بئ ره حمه دا بووی به قاره مان.

پاسـخ

کریمی سروابادچهارشنبه 1 دی 1395 | 21:10

4
1

خداوند متعال شفاو صبروبردباری نصیب خودوخانواده اش نماید

پاسـخ

سیوان مریوانیچهارشنبه 1 دی 1395 | 21:39

5
1

درود بر شرفت ای مرد. با بزرگمردی شجاعت و آخرش فداکاری ثابت کردی نباید فراموش کنیم که خلیفه خداوند صبحانیم در این جهان و و تا جایی که میتوانیم و خدا قدرت بهمون داده نباید بذاریم هیچ جانداری درد و آزاری داشته باشد چون همه آفریدگار خداییم.. درود بر انسانیت... افتخار میکنم یک شهروند مریوانیم...

پاسـخ

ارمان/مریوانچهارشنبه 1 دی 1395 | 22:27

5
0

خیلی ناراحت شدم/امیدوارم مسولین شهرمون کمکت کنن. بهت افتخار میکنیم همشهری

پاسـخ

مریوانچهارشنبه 1 دی 1395 | 23:33

3
1

انشاءاللله به خاطر ماه مبارک مولود خدا شفاش بده

پاسـخ

مریوانچهارشنبه 1 دی 1395 | 23:33

4
2

انشاءاللله به خاطر ماه مبارک مولود خدا شفاش بده

پاسـخ

آرام ( تنها )پنجشنبه 2 دی 1395 | 08:49

3
0

خوای گوره رحمی په بکات انشالله

پاسـخ

هم هاتپنجشنبه 2 دی 1395 | 12:34

3
0

درود برتو شیره مریوانی

پاسـخ

ناادری منفرد ناصر معلم سی وسه سال خدمتجمعه 3 دی 1395 | 19:31

2
1

درود بر غیرت وشجاعت ووجدان بیدارت ای سرباز ایثارگر وای انسان فداکار ، فداکاریت جای بسی تامل وتفکر است که شایسته ی آن است که نامت وشهرتت در کنار نام ودرس آموزشی دیگر معدود فداکاران در کتاب های درسی و آموزشی قرار گیرد تا سربازسربلند کرد ستانی درتاریخ جاودان بماند سلام ودرود بر اولیا ومربیان ومعلمان تعلیم وتربیتت ؛ گل های قشنگ بهاری نثار وشاباشت .

پاسـخ

مزداشنبه 4 دی 1395 | 22:26

1
1

هر دو پای اسکار پیستوریوس از زانو به پایین قطعه و با اینحال جزو قهرمانهای دوی سرعته... دولت باید به نمایندگی از ملت از این جوان حمایت کنه و یک پیستوریوس ایرانی ازش بسازه

پاسـخ

بهروز از سنندجیکشنبه 5 دی 1395 | 11:08

1
1

درود بر شرف و وجدان این شیر مرد. به نظر من و برابر آنچه که خود این سرباز عزیز گفته او از کار خودش اصلا پشیمان نیست . این اظهار نظر، بسیار قابل ستلیش است. امیدوارم مسئولین مملکت شرایط خاصی برای او در نظر بگیرند و بعنوان کمترین پاداش خود و خانواده اش را به لحاظ مالی مساعدت نمایند.
هه ر بژی شیره کورد. به راسی مایه ی شانازیت بو کوردستان.

پاسـخ

بهروز از سنندجیکشنبه 5 دی 1395 | 11:08

2
1

درود بر شرف و وجدان این شیر مرد. به نظر من و برابر آنچه که خود این سرباز عزیز گفته او از کار خودش اصلا پشیمان نیست . این اظهار نظر، بسیار قابل ستلیش است. امیدوارم مسئولین مملکت شرایط خاصی برای او در نظر بگیرند و بعنوان کمترین پاداش خود و خانواده اش را به لحاظ مالی مساعدت نمایند.
هه ر بژی شیره کورد. به راسی مایه ی شانازیت بو کوردستان.

پاسـخ

عليدوشنبه 6 دی 1395 | 19:46

1
1

خداوند به اوشفا بده انسانيت روبه همه شناسوند

پاسـخ

سینا ردوشنبه 6 دی 1395 | 22:53

0
0

درود بر شرفت قهرمان
خدا رو چه دیدی. شاید با این کار فداکارانه و شرفمندانه ات بهشت رو برای خودت فراهم کردی

پاسـخ

Samanسه شنبه 7 دی 1395 | 00:25

0
0

درود بر شرفش خداوند متعال شفایش بدهد

پاسـخ

شهرام رامینسه شنبه 7 دی 1395 | 01:26

0
0

از یک مریوانی بیشتر از این انتظار داریم . درود بر شرفت کرد مریوانی

پاسـخ

غ رسه شنبه 7 دی 1395 | 11:51

0
0

خسته نباشید وی جانباز محیط زیست است باید تشویق وقدر درانی شود .امید وارم خانواده اش صبور باشند

پاسـخ

صابری از استان زنجانسه شنبه 7 دی 1395 | 17:12

0
0

آفزین برمردم مظلوم مریوان که از فرزند خود چنین استقبالی کردند درود برشما

پاسـخ

رامینپنجشنبه 9 دی 1395 | 12:46

0
0

منم چند ماه از پاگان عجب شیر تموم شدم این عکس هم تو برجک 7گرفته شده یادش بخیر چه قد تو این برجک پست دادم

پاسـخ

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیریت زریوارخبر در وب سایت منتشر خواهد شد.
پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
* به دلیل تراکم نظرات ممکن است نظر شما با تاخیر تایید شود.

نام *
 

کد امنیتی
 
   

آخرین اخبار

پربازدیدترین ها

ADS

ADS

Musickordi.com

ADS