سایت خبری تحلیلی

آرشیو اخبار / بایگانی پیوند سایتی RSS
یادداشت مدیرمسئول
جمعه 1 تیر 1397 / 17:18|کد خبر : 3539|گروه : اجتماعی

کنکور آسان است، لطفا کمربندهایتان را برای فردا محکم ببندید

پدر و مادرهایی که یک سال یا حتی بیشتر مهمانی نرفته اند تا مهمان نداشته باشند، مسافرت را به خود حرام کرده اند تا موفقیت فرزندشان را ببینند، نمی دانند که مکانیک اینجا با آنجا چندان اختلافی ندارد

پدر و مادرهایی که یک سال یا حتی بیشتر مهمانی نرفته اند تا مهمان نداشته باشند، مسافرت را به خود حرام کرده اند تا موفقیت فرزندشان را ببینند، نمی دانند که مکانیک اینجا با آنجا چندان اختلافی ندارد

به گزارش خبرنگار زریوار خبر، اول مهر و ایام کنکور و این دست مناسبت ها، یادآور روزهای سخت دوران مدرسه است. اگرچه بوی ماه مهر را بوی مهربانی می خواندیم اما آنچه آرزویش را داشتیم  آخر هفته و نیامدن معلم و تعطیلی های پشت سر هم بود.


این روزهای گرم تابستان که دوباره تب کنکور داغ می شود، برای خیلی ها سالگرد خاطره ای ماندگار می شود. چه تلخ چه شیرین. حتی بعضی ها تا آخر عمر درصد درسهایشان را به خاطر خواهند داشت. یا لااقل آن درسی که دوست داشتند. 


پدر و مادرهایی که یک سال یا حتی بیشتر مهمانی نرفته اند تا مهمان نداشته باشند، مسافرت را به خود حرام کرده اند تا موفقیت فرزندشان را ببینند، نمی دانند که مکانیک اینجا با آنجا چندان اختلافی ندارد یا مشاوره فلان جا با بهمان دانشگاه تنها تفاوتش برای نابغه شدن فرزندشان، کمی تلاش بیشتر در دوران دانشجویی است، پزشک ها و مهندس های موفق، مشهور و معروف همه فارغ التحصیل فلان دانشگاه نیستند. این تنها یکی از معضلات کنکور بیاد ماندنی است. اما کنکور که بساطش جمع می شود، دانشگاه شروع می شود و عارضه ی سرخوردگی آکادمیک با طعم خود بزرگ بینی مفرط. راستش را بخواهید در این زمینه می شود با اطمینان گفت که خیلی فرقی بین دانشگاه ها وجود ندارد چرا که رخدادی است فراگیر، اتفاقی که گمان می رود به آکادمی افلاطون برگردد و احتمالا همانجا با جان و روح آکادمیک گره خورده است.

 

روح جوان سرشار از رشد و بالندگی، به خیال هدف قرار دادن مرکزیت عالم و دگرگونی ای از جنس قهرمانان، هر روز را با هوای خوش قله های افتخار و بوی عطرآگین کشف های نو آغاز می کند و همراه با امیدهای نورانی و انگیزه های درونی که راه را برایش روشن می کنند. اما این روح جوان، بعد از پاس کردن ترم اول و دیدن اولین معدل دانشجویی اش، تازه حساب کار دستش می آید. بعد از آشنایی با انواع گفتمان ها با اساتید مختلف در راهروهای دانشکده ها و عجز و لابه های فراوان و بستن دست شیطان از پشت دز زمینه تقلب و نمره گیری، کم کم دچار یک سری فراموشی های کوتاه مدت می شود. اولین مورد عارضه ایست که منشا آن خوابگاه دانشجویی است و آن هم فراموش کردن وعده صبحانه است. به جرات می توان گفت آنانی که دانشگاه رفته اند و الان صبحانه می خورند، جز آدم های موفق جامعه محسوب می شوند. مورد بعدی فراموشی، درباره اصول قومی است. طوری که بعد از یک مدت گذران به سبک دانشجویی، تشخیص کرد، ترک، لر و یا فارس بودن یک دانشجو به سختی تشخیص دادن جنسیت او بعد از آرایش های عجیب است. آدم روستایی، منتقد جدی مافیای خودروهای لوکس است که مثلا چرا فلان برند را وارد نمی کنند که خودروهای خیلی بهتری دارد. و یا به محض پاس کردن "انسان در اسلام" و "اندیشه یک"، غلیان هیجانات عرفانی و منطقی شان چنان جوشان می شود که هرچه داشتند و دارند را در دیگ احساسات می سوزانند.  به همین ترتیب حتی، عرف و روش های معمول زندگی اجتماعی فراموش می شوند. قبح کشیدن سیگار از بین می رود. بعد از مدتی سیگار کشیدن نه تنها کسر شان نیست، چه بسا مایه فخر و مباهات نیز باشد، مخصوصا ژست گرفتن هنگام عبور از جلوی دانشکده های حریف. بعد از مدتی کسب تجربه در این زمینه، سیگار کشیدن دیگر بچه بازی تلقی شده و مخدر های سنگین تر و بدتر جایگزین می شوند.


القصه برای نسلی که گذشت، انگار دعای، پیر شوی جوان، مستجاب شد. همه اینها را دیدیم. بیان کردن تجربیات مان کافی است تا چند نسل بعد را واکسینه کند و  از هرگونه گزندی ایمن باشند و سالم بمانند. دیدیم چه جوان ها و نابغه های بالقوه ای در جهل و نادانی، پژمره و نابود شدند. گلهایی که می توانستند، بهار یک سرزمین باشند. جوانی دوره آرمان گرایی است. چه بسا معنای کل زندگی را در همین ایام کشف خواهیم کرد. اما در پس این دوره زیبا، خطراتی هم در کمین هستند که اگر مراقبت و تقوا نباشد، چه بسا خارهایی در پای وجودمان فرو می روند که تا پایان عمر دردشان خواب را ناآرام می کند.


یکی دیگر از فراموشی ها، بعد از اینکه دوران رنگی ایده آل ها تمام می شود، عارض می شود. عده ای خیلی زود از آن فضا دور می شوند، همان ها که دم از آرمان هایی چنان دست نیافتنی و خدایی می زدند، بعد از نزدیکی به دنیای سمت ها و مقام ها و قدرت های نصفه نیمه، به کل فراموش می کنند، چه بودند و چه می گفتند و خودشان تبدیل به شیطان های همان آرمان ها می شوند.


این روزهای کنکور سراسری یادآور همین فراموش کردن ها و نیم بند زیستن ها و اصیل نبودن هاست، چه در دوران دانشجویی و چه بعد از آن. چه زیبا است که علاوه بر توجه به رتبه کنکور و رشته تحصیلی، به علایق و ظرافت های روح جوان نیز توجه کنیم. نه فقط به دانشگاه محل تحصیل بلکه به زندگی بعد از فارغ التحصیلی نیز توجه نشان دهیم. بدانیم کجا می رویم، چرا می رویم، چه می خواهیم بکنیم و چه می خواهیم بشویم و البته چه نمی خواهیم بشویم . 

 

انتهای پیام/ج

ZariwarKhabar Telegram Channel

نظرات بینندگان :

Rozaسه شنبه 22 تیر 1395 | 20:52

16
8

نحوه ی بیانش که خیلی ادبی وتاثیر گذاره! ولی من چیز زیادی نفهمیدم میشه یکی خلاصه کنه؟>!

55
6
دانشجوی ارشد پنجشنبه 8 تیر 1396 | 23:29

خودتو خسته نکن خیلی از حرفاش الکیه و دیگه این حرفای که راجع به دانشجوها میگه دمده شدن

8
48
كلمه ي دنده رو چند روز ياد گرفتي..... جمعه 9 تیر 1396 | 14:08

حرفاش خيلي هم منطقيه البته بايد سواد خواندنشو داشته باشي
دانشجوي كارشناسي ارشد دانشگاه پولي

45
0
دانشجوی ارشد یکشنبه 11 تیر 1396 | 02:34

بیسواد تویی اون ده مده است نه دنده من عامیانه شو دمده نوشتم در ضمن من دوره روزانه درس میخونم

1
34
ده مده...... دوشنبه 12 تیر 1396 | 21:14

منم قسم ميخورم دو سه روزه از تلويزيوني جايي ياد گرفتي!!!روزانه احتمالا منابع طبيعي ميخوني يا فلسفه اونم يا تو ملاير يا خاش......هر چند از طرز حرف زدنت بعيد به نظر ميرسه رنگ دانشگاهو از نزديك ديده باشي.....

پاسـخ

کویارسه شنبه 22 تیر 1395 | 23:02

26
2

جناب آقای مدیر مسئول محترم
وقتتون بخیر، دستتون درد نکنه، واقعا یادداشتتون جالب و معنادار بود. من خودم پنج ساله دانشجوام و به اینایایی که شما فرمودین واقفم و معتقدم که کنکور اینقدم مهم نیست که به خاطرش یه خانواده قید مهمانی رفتن و داشتنو بزنن، بلکه چیزهایی دیگه ای هم مهم هستن که اینقد بهشون بها نمیدیم. و بعضیا فک میکنن به محض اینکه کنکور رتبه خوبی آوردیم دیگه کار تمومه و نونمون تو روغنه، ولی باید گفت هر کسی که این طور فک کنه سخت در اشتباهه. چون محیط دانشگاه چیزهاییو بهمون نشون میده که به طور کلی هدف از درس خوندو فراموش می کنیم، مگه اینکه واقعا عزم جزم و اراده استوار داشته باشیم و تو دانشگاه واقعا خودمون باشیم....
باشد روزی که مردم سرزمینم ، علی الخصوص شهر عزیزم مریوان بینششونو نسبت به کنکور درست کنند و رتبه خوب کنکور و درس خوندن در محیط آکادمی را پایان کار ندانن.

پاسـخ

بالیدهجمعه 1 تیر 1397 | 18:13

3
0

باسلام وعرض ادب
واقعا حرفاش زیبا بود کاش
کاش همه ماوکسانی ک ب دانشگاه رفتیم
پشت کنکور چ حرفای میگفتیم
چ برنامه های برای زندگی برای جامعه و...
داشتیم
چقد مثبت واندیشه های خوب داشتیم
وچ قد سالم بودیم
ولی با اتمام دانشگاه مدرک حتی معدل خوب
ایاهمان کسی برگشتیم ک بودیم
نه واقعا

سگاری نبودیم
قلیونی نبودیم
مشروبی نبودیم
ب فکر اینکه از سمت خود سواستفاده کنیم نبودیم
ب فکر جیب زدن فقرا نبودیم
ای کاش همان های بودیم ک پشت کنکور بودیم
ای کاش
توصیه میکنم پشت کنکوریا چ کارشناسی چ ارشد چ دکتر
همونی باشید ک خواستید دوران پیش دانشگاهی
باشید در اینده
ن اینای ک اومدن نصف بیشتر انها.....ک.‌.....
باتشکر
پشت کنکور دکتری

پاسـخ

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیریت زریوارخبر در وب سایت منتشر خواهد شد.
پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
* به دلیل تراکم نظرات ممکن است نظر شما با تاخیر تایید شود.

نام *
 

کد امنیتی